بیاییم با هم باشیم

بیاییم با هم باشیم

یادداشت سردبیر
حسین عبداللهی
همه ما هر روز در معابر و خیابان‌ها شاهد حضور کودکانی هستیم که با ظاهری ژولیده و غبارآلود به دست فروشی و تکدی گری مشغولند.
فقر والدین، طلاق، مرگ و اعتیاد بستر آشکارساز آسیب اجتماعی است و خیابان‌ها به‌مانند دانشگاهی به‌منزله ورود آنان به دله دزدی، وقاحت و سماجت است و دوران تخصصی آن در مراکز کانون اصلاح و تربیت و نهایتاً زندان‌هاست.
بی‌شک کودکان نیازمند دارای خانواده یا بدون خانواده هستند که در خیابان‌ها، ایستگاه‌های راه‌آهن و سایر مراکز تجاری زندگی می‌کنند که به‌عنوان بخشی از جامعه بشری محسوب می‌شوند که پرداختن به آن می‌تواند به‌منزله جلوگیری از شروع آسیب‌های اجتماعی باشد.
همه ما در زندگی روزمره با کودکانی سروکار داریم که در خیابان‌ها دست‌فروشی می‌کنند، وجود این کودکان در جامعه ما نشان از آسیب‌هایی دارد که معمولاً در خانواده شکل‌گرفته و به‌تدریج وضعیتی را سبب می‌شود که کودکانی که در این سن نیاز به بهره‌مندی از امکانات رفاهی و آموزشی مربوط به خود رادارند دچار مشکلات مختلفی می‌شوند ازجمله انجام کارهای سخت و زیان‌آور یا دوری از خانواده و محروم بودن از مهر و محبت خانواده، بازماندن از تحصیل، بیماری‌های جسمی و مشکلات بی‌شمار دیگری که در برخی موارد با افتادن در دام گروه‌های سازمان‌یافته تبهکاری به‌مراتب تبعات بدتر و بیشتری گریبان گیر آنان می‌شود.
آموزش کودکان و به‌کارگیری آنان برای حمل و توزیع مواد مخدر و سایر موارد غیرقانونی، آموزش و به‌کارگیری کودکان برای تکدی‌گری، آموزش و به‌کارگیری کودکان برای انواع سرقت، جیب‌بری، کیف‌زنی، کیف‌قاپی، خفت‌گیری، کودک ربایی، بهره‌کشی و سوءاستفاده جنسی، فروختن کودکان با هدف تجارت اعضای بدن، آموزش و به‌کارگیری در اماکن فساد، فروختن و یا اجاره کودکان به منازل، به‌کارگیری در مشاغل خدمات پست دست‌فروشی و معرکه‌گیری ازجمله این سوءاستفاده‌هایی است که آثار مخربی برای سلامت جسمی و بهداشت روانی کودکان خیابانی برجا می‌گذارد.
دوران کودکی برای هر شخصی مهم‌ترین مقطع زندگی اوست و تمام رفتارها، باورها، ارزش‌ها، عقاید، ترس‌ها و نفرت‌ها و لیاقت‌ها در همین دوران در ذهن او شکل می‌گیرد و در تمام طول زندگی همراه اوست.
خیلی از ماها پس از سالیان دراز هنوز از چیزهایی که در بچگی از آن‌ها می‌ترسیدیم وحشت داریم و آن‌چنان در ذهن ما جای گرفته که تا آخر عمر دست‌وپایمان را می‌بندد و مانند سدی مانع رسیدن ما به آرزوهایمان است.
با توجه به مطالب فوق باید اعلام کرد که هرروز شاهد افزایش جمعیت کودکان نیازمند هستیم و برای اصلاح آنان مستلزم بازنگری در راهکارها است زیرا این کودکان با توجه به اینکه در رده‌های سنی مختلف قرار دارند، احتیاج به محیط مناسب برای رشد دارند.
باید با توجه به عواقب این پدیده که شامل بزهکاری، سرقت، اختلال‌های شخصیتی و … می‌شوند، تلاش شود تا شناختی بهتر از وضع این کودکان حاصل شود.
دولت می‌تواند نقش حمایتی خود را با برنامه‌ریزی صحیح در ساماندهی و حمایت از کودکان نیازمند ایفا کند نقشی که باعث تشویق مردم می‌شود و تمام آنان در کار نیک پیشقدم شوند.
انتهای پیام/ح.ع

لغو پاسخ

آدرس پست الکترونیک شما منتشر نخواهد شد